ولایت... بصیرت... افسر جنگ نرم

خیزش نرم رژیم صهیونیستی به آفریقا

نوشته شده توسط :حاج رضوان
دوشنبه 1390/09/28-04:03 ب.ظ

بررسی موشکافانه گزارش تحرکات اخیر رژیم صهیونیستی در قاره آفریقا از نقشه های خاصی پرده برمی دارد که سران تل آویو با کمک انگلیس این بار در جهت اجرایی کردن آن در لیبی و سودان جنوبی هستند.

نگاهی به تحولات اخیر در کشورهای آفریقایی به ویژه سودان جنوبی و لیبی که به تازگی از زیر بار حکومت قذافی خارج شده، نشانه هایی را به دست می دهد که در آینده خطرناک ارزیابی می شوند.

تولد سودان جنوبی به عنوان جدیدترین کشورجهان البته ماهها قبل از رهایی لیبی از حکومت قذافی محقق شد و شاید این فاصله زمانی که با تحولات پر شمار جهان عرب همراه شد، آگاهان سیاسی را از نقطه مشترک مهم این وقایع گمراه کرده باشد.

در روز تاسیس سودان جنوبی تنها پرچمهایی که در کنار پرچم این کشور جدید التاسیس برافراشته شد، پرچم رژیم صهیونیستی و آمریکا بود. در همان زمان برخی از تحلیلگران به آینده پرچالش سودان جنوبی که در معرض دخالتهای رژیم صهیونیستی قرار گرفته اشاره کردند.

اما بعدها با افشای اطلاعاتی درباره ایجاد پادگان صهیونیستی در سودان جنوبی توسط موساد تحولات این مسئله وارد مرحله تازه ای شد. بنابر اعلام منابع آگاه مقامات رژیم صهیونیستی منطقه ای مابین دو ایالت “الوحده” و “اعالی النیل” در جنوب سودان را به عنوان مقر احتمالی تاسیس پادگان نظامی خود در نظر گرفته اند.

در آن زمان گفته شد که این پادگان نظامی که به “بلفام” موسوم شده در مرزهای مشترک با سودان جنوبی و سودان قرار داشته و برخی استحکامات لازم در آن از جمله برجهای مراقبت ایجاد شده است.

به هر حال مسئله روابط قوی مقامات سودان جنوبی با رژیم صهیونیستی، موضوعی نبوده که از دید رسانه ها پنهان باشد و حتی اکثر سران سودان حنوبی از جمله “سالوا کر” از اعلام آن ابایی ندارند. اما موضوع مهم در اینجا حضور نظامی تل آویو در آفریقا و طرحهایی است که از پس این حضور نظامی دنبال می شود.

کمی آن سوتر پس از سرنگونی رژیم قافی در لیبی، مقامات جدید این کشور که برخی از آنها کارنامه چندان واضحی ندارند قدرت را در دست گرفته اند. این در حالی است که برخی از مقامات سابق لیبی انتقادات تندی علیه مقامات لیبی جدید داشته و برخی از آنها را بازیچه دست قدرتهای فرامنطقه ای می دانند.

بر این اساس روزنامه هاآرتض اخیرا در گزارشی از برقراری تماسهایی ویژه میان مقامات تل آویو و شورای انتقالی لیبی برای گشایش سفارت اسرائیل در طرابلس پرده برداشت. این مسئله به همین جا ختم نشد و در حالی که همچنان برخی کشورهای عربی و اسلامی هنوز سفیر خود را در لیبی تعیین نکرده اند، خبر رسید که صهیونیستها گزینه مورد نظر خود برای سفیر شدن را می خواهند در یک ماموریت به اصطلاح بشردوستانه برای ارزیابی وضعیت لیبی پس از سقوط قذافی به این کشور اعزام کنند.

بر این اساس، تل آویو دیپلماتی کارکشته را به نام “رسلان ابو راکون” که اصلیتی عربی دارد را مامور کرده تا بزودی در راس هیئتی به طرابلس سفر کرده و شرایط این کشور را از نزدیک بسنجد. گفته می شود در این سفر علاوه چند پزشک اسرائیلی نیز همراه این دیپلمات هستند تا ماموریت آنها، جلوه ای انساندوستانه و نه سیاسی امنیتی به خود بگیرد.

قابل ذکر است که ابو راکون هم اکنون به عنوان معاون سرکنسول تل آویو در ایالت آتلانتای آمریکا فعالیت می کند و روابط نزدیکی با مقامات آمریکایی دارد.

این در حالی است که خیزش نرم و مخفیانه صهیونیستها به کشورهای آفریقایی و به ویژه سودان و لیبی که اخیرا شاهد تغییر و تحولات جدی بوده اند در همین مسائل باقی نمانده و برخی منابع از تلاش انگلیس برای کوچاندن اقلیتهای یهودی لیبیایی به این کشور پرده برداشتند.

بر این اساس، اخیرا گروههای برخی یهودیان انگلیس که خود را اقلیت یهودی لیبی تبار نامیده اند از دولت انگلیس و شورای انتقالی لیبی تقاضا کرده اند مقدمات بازگشت آنها به لیبی را فراهم کنند. این افراد حتی خواستار بازگرداندن دارایی های متعلق به خودشان در طرابلس و بنغازی شده اند.

این در حالی است که اخیرا “احمد الشعبانی” سخنگوی شورای انتقالی لیبی در گفتگو با هاآرتض بر ضرورت برقراری روابط با اسرائیل تاکید کرد. به نظر می رسد این اظهارات در گفتگو با رسانه های اسرائیلی گام برنامه ریزی شده ای جهت سنجش بازخورد افکار عمومی جهان عرب بوده باشد چرا که این روزنامه در اقصی نقاط جهان عرب زیر ذره بین قرار دارد.

از سوی دیگر، تحولات اخیر نشان می دهد رژیم صهیونیستی برای پیشبرد اهداف منطقه ای به ویژه بازگشایی سفارتخانه هایش در کشورهای عربی از حمایت و رایزنی برخی کشورهای عرب منطقه به خصوص قطر استفاده می کند. بر این اساس، تجربه نشان داده که مقامات قطری در ازای این کمکهای بی بدیل خود به تل آویو خواهان افزایش نقش خود در تحولات جهانی هستند و در اینجا یک بازی بده و بستان در کار است.

در هر صورت تحولات اخیر از خیزش پیدا و پنهان جریانهای صهیونیستی به کشورهای عربی تازه تغییر کرده از جمله مصر، سودان و لیبی حکایت دارد. البته در جایی مردم مصر هستند که با هوشیاری کامل علیه روابط با این رژیم صف آرایی کرده اند و در جایی دیگر برخی مقامات عربی از ترس نبود حمایتهای تل آویو و غرب راهی دیگر در پیش گرفته اند که در آینده خطرات متعددی برای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در بر خواهد داشت.

 



بازتاب خبر دستگیری جاسوس سیا در رسانه‌های جهان

نوشته شده توسط :حاج رضوان
یکشنبه 1390/09/27-08:41 ب.ظ

خبر دستگیری یک جاسوس سیا در کشورمان به سرعت در رسانه‌های جهان بازتاب یافت. دو خبرگزاری مهم آسوشیتدپرس و آلمان به سرعت این خبر را روی تلکس خبری خود قرار دادند.

"خبرگزاری آلمان" در خبری از این دستگیری نوشت: وزارت اطلاعات ایران اعلام کرد که یک نیروی سیا را در ایران دستگیر کرده است. این شخص که اصالتا ایرانی است اما به نظر می‌رسد شهروند آمریکا باشد از سوی سیا آموزش دیده و به پایگاه بگرام اعزام شد. این شخص از بگرام برای جاسوسی به ایران آمد.
این خبرگزاری به نقل از منابع ایرانی افزود که سازمان‌های اطلاعاتی ایران از قبل توانسته بودند ماموریت‌های این فرد را در افغانستان شناسایی کنند و بلافاصله بعد از ورود به ایران وی را دستگیر کرده‌اند. سیستم اطلاعاتی ایران قبلا نیز خبر از دستگیری 12 جاسوس سرویس‌های اطلاعاتی غربی از جمله سیا داده بود.
خبرگزاری آلمان به سبک و سیاق تبلیغاتی تمام رسانه‌های وابسته به استکبار مدعی شد که ایران خبر از دستگیری حلقه‌های جاسوسی متعددی داده است، اما شاهدی بر فعالیت‌های جاسوسی آنان ارائه نکرده است.
"خبرگزاری آسوشیتدپرس" نیز نوشت که بیانیه وزارت اطلاعات ایران بیان می‌دارد که ایران یک مامور سیا را در پایگاه هوایی بگرام در افغانستان شناسایی کرده و پس از ورود به خاک ایران وی را دستگیر کرده است.
این خبرگزاری افزود: پایگاه بگرام مهمترین پایگاه نیروهای نظامی خارجی حاضر در خاک افغانستان بیرون از کابل است.
آسوشیتدپرس نیز در پایان انعکاس خبر همچون خبرگزاری آلمان ایران را متهم می‌کند که بارها سخن از دستگیری یا اعدام جاسوسان آمریکایی یا اسرائیلی گفته اما بعدا اطلاعات بیشتری از آن منتشر نکرده است.
"روزنامه جروزالم پست"، "تایوان نیوز"، "خبرگزاری فرانسه"، "روزنامه ونکوور سان" و ... نیز در همان دقایق ابتدایی پس از اعلام خبر نسبت به بازتاب آن اقدام کردند.

همچنین اعلام خبر دستگیری یک جاسوس سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا (CIA) از سوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، روز شنبه 17دسامبر (26آذر) در رسانه های فارسی زبان بیگانه بازتاب وسیعی یافت.
پایگاه اینترنتی
"رادیو فردا" در این زمینه نوشت: جمهوری اسلامی از دستگیری یک جاسوس ایرانی‌تبار سازمان سیا در خاک ایران خبر داد... دستگاه اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی پیش از این نیز چندبار از دستگیری جاسوسان وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا خبر داده بود اما این دفعه برای نخستین بار اعلام شده که فرد دستگیر شده، از زمان حضور در افغانستان، تحت نظر نیروهای امنیتی ایران بوده است.
سایت رادیو فردا همچنین نوشت: وزارت اطلاعات ایران مدعی است که فرد دستگیر شده پس از گذراندن آموزش‌های پیچیده اطلاعاتی در چند مرحله و ورود به منطقه، ضمن جمع‌آوری‌های اطلاعاتی با سلسله فعالیت‌های هدفمند و برنامه‌ریزی شده، مأموریت خود را آغاز کرده است.

سایت "دویچه وله" نیز با تیتر "ادعای وزارت اطلاعات ایران درباره دستگیری جاسوس ایرانی‌تبار سیا" نوشت: دستگیری شهروندان کشورهای دیگر یا ایرانیان با دو تابعیت به اتهام جاسوسی در جمهوری اسلامی سابقه‌ای طولانی دارد. وزارت اطلاعات ایران نامی از شخص دستگیر شده مورد ادعای خود نیاورده است.

سایت "جرس" نیز به اطلاعیه وزارت اطلاعات ایران و توضیحات تکمیلی این سازمان که در آینده ارائه خواهد شد اشاره نمود و تأکید کرد: بنا به گزارش منابع بین المللی، هنوز ایالات متحده آمریکا به خبر شناسایی و بازداشت جاسوس ایرانی تبار واکنشی نشان نداده است.

همچنین پایگاه اینترنتی شبکه "العربیه" در بازتاب این خبر نوشت: بیانیه وزارت اطلاعات ایران تأکید می کند مأموریت این متهم "نفوذ در تشکیلات اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران" است. ایران می گوید جاسوس سازمان سیا را از هنگام ورود به پایگاه "بگرام" افغانستان شناسایی کرده بود و هنگام ورود به ایران وی را شناسایی و بازداشت کرد.

العربیه افزود: آمریکا هنوز موضع خود را در مورد این اتهام بیان نکرده است. اعلام بازداشت جاسوس "سیا" چند روز پس از سرنگونی یک هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی در مرزهای شرقی ایران انجام می شود. ایران هواپیمای سرنگون شده را که یک هواپیمای پیشرفته جاسوسی است، در تلویزیون دولتی به نمایش درآورده و آمریکا را به ادامه "عملکرد خصمانه" علیه خود متهم کرده بود.

نسخه فارسی پایگاه اینترنتی شبکه دولتی انگلیس (BBC.Persian) در خبری به اطلاعیه رسمی صادر شده اشاره کرد و نوشت: «=در تازه ترین خبرها، وزارت اطلاعات ایران -که مهمترین نهاد اطلاعاتی و امنیتی زیر نظر دولت این کشور است- از دستگیری یک جاسوس ایرانی تبار سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا خبر داده است.

بی بی سی با اشاره به اینکه این دستگیری، چند روز پس از سرنگونی یک هواپیمای تجسسی بدون خلبان آمریکا در ایران صورت گرفته است، افزود: مقام های آمریکایی هم به طور تلویحی دستگیری شماری جاسوس این کشور در ایران را تأیید کرده اند.

در ادامه گزارش بی بی سی آمده: وزارت اطلاعات ایران می گوید شخص دستگیر شده از تحلیلگران سازمان مرکزی اطلاعات آمریکاست و سابقه فعالیت در واحدهای اطلاعاتی ارتش آمریکا و حضور در پایگاه‌های نظامی آمریکا در افغانستان و عراق را دارد. ایران می گوید این فرد قرار بوده "اطلاعات فریب" به وزارت اطلاعات ایران بدهد و زمینه جاسوسی را فراهم کند.

این سایت به نقل از بیانیه وزارت اطلاعات ایران نوشت: فرد متهم به جاسوسی به محض ورود به پایگاه "بگرام" افغانستان مورد شناسایی ایران قرار گرفته و پس از ورود به خاک ایران مدتی تحت تعقیب بوده و همزمان با آغاز مأموریت جاسوسی بازداشت شده است.

تا لحظه تنظیم این خبر، نسخه فارسی پایگاه اینترنتی صدای آمریکا (VOA.pnn) واکنشی نسبت به دستگیری جاسوس سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا از خود نشان نداده است.



نگاهی بر راهبرد جنگ الکترونیک‌ اسرائیل

نوشته شده توسط :حاج رضوان
جمعه 1390/09/25-02:44 ب.ظ

جنگ‌ها در این قرن بیشتر خود را به شکل جنگ در عرصه‌های مجازی و اینترنتی نمایان می‌سازند،‌ موضوعی که رژیم صهیونیستی هیچ‌گاه از آن غافل نمانده است."احمد البهنسی"، نویسنده و تحلیل‌گر جهان عرب در مقاله‌ای به بررسی جدیدترین و مدرن‌ترین جنگ‌هایی می‌پردازد که رژیم صهیونیستی در عرصه منطقه‌ای دست به آن می‌زند و به "جنگ‌ الکترونیکی" معروف شده است. وی در این‌باره می‌نویسد:
"جنگ‌ الکترونیکی" یا "جنگ سایبر"
"جنگ‌ الکترونیکی" یا "جنگ سایبر" جدیدترین و مدرن‌ترین جنگ از انواع جنگ‌هاست که رژیم صهیونیستی این روزها علیه دشمنان خود دست به آن می‌زند و "یورام کوهن"، رئیس سرویس امنیت عمومی اسرائیل (شاباک) آشکارا از آن سخن گفته و تاکید می‌کند که این نوع از جنگ مهم‌ترین و خطرناک‌ترین نوع جنگ و چالش‌هایی است که اسرائیل در حال حاضر با آن مواجه است، چون طرف‌های خصم نیز با هدف دستیابی بر اطلاعات و نفوذ در اسرائیل دست به آن می‌زنند و به همین دلیل به نظر می‌رسد، نفوذ در سیستم‌های ابر کامپیوترهای شرکت‌ها و موسسات بزرگ اسرائیل مهمترین خطری باشد که با آن مواجه هستند.
این سخنان کوهن کمتر از یک هفته پس از موافقت کابینه رژیم صهیونیستی در 18 می 2011 با تاسیس "هیئت قومی مبارزه با هکرهای کامپیوتری" و در چارچوب استراتژی اسرائیل برای مقابله با حملات الکترونیک ایراد شد که سیستم‌های کامپیوتری این کشور در معرض آن قرار می‌گیرد.
اهمیت و ابعاد مختلف جنگ الکترونیک در اسرائیل
در همین راستا مرکز تحقیقات امنیت قومی اسرائیل پژوهشی تحت عنوان "جنگ الکترونیک: مفاهیم و توجیهات و اهداف اسرائیل" از سوی ساموئل ایوین" و "دیوید سمین- طوف" منتشر کرد که در آن به نه تنها به مفهوم جنگ الکترونیک می‌پردازد، بلکه اهمیت و ابعاد مختلف تاثیر آن بر اسرائیل را بررسی می‌کند.
برای تبیین اهمیت جنگ الکترونیک برای اسرائیل این پژوهش به تحقیقی استناد می‌‌کند که شرکت سرمایه‌گذاری اقتصادی بین المللی "مکنزی" در سال 2010 انجام داد و در آن به "اقتصاد اینترنتی در اسرائیل" اشاره کرد که پایه و اساس صنعت تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات معروف به
ICT را تشکیل می‌دهد و تاکید می‌کند که این نوع از اقتصاد طی دو سال 2009 و 2010 به 50 میلیارد شیکل یا حدود 13.5 میلیارد دلار از درآمدهای اسرائیل را تشکیل داده و انتظار می‌رود تا سال 2015 به حدود 85 میلیارد شیکل یا 22.7 میلیارد دلار افزایش یابد.
اقتصاد اینترنتی و تاثیرگذاری مستقیم آن در حوزه امنیت
نکته مهم در این پژوهش این است که اقتصاد اینترنتی در اسرائیل سهم و مشارکت مستقیم و تاثیرگذاری در حوزه امنیت این رژیم دارد و حوزه‌های تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات مهمترین بخش توانمندی اسرائیل در حوزه تکنولوژی را تشکیل می‌دهد‌،‌ چون این حوزه به اسرائیل اجازه می‌دهد، حصارهای جغرافیایی کشورها را در هم بشکند و در عین حال روابط مستحکم و عمیقی با طرف‌های مختلف در جهان برقرار کند، همان گونه که عاملی اساسی و مهم در تقویت ارتباط قدرت‌های محلی در اسرائیل با یک‌دیگر به شمار می‌آید.
سیستم‌های جنگ الکترونیک
پس از آن این پژوهش‌ها به اقدامات و سیاست‌های اتخاذ شده از سوی اسرائیل در عرصه جنگ الکترونیک ‌پرداخته و تاکید می‌کند که در سال 1997 این رژیم طرح تاسیس "پایگاه اطلاعاتی" را در وزارت دارایی ارائه داد که اداره و کنترل این پایگاه را گروهی از برجسته‌ترین کارشناسان امنیت اطلاعات الکترونیکی اسرائیل بر عهده داشتند.
همچنین از دیگر اهداف اجرای این طرح تامین امنیت داده‌های رژیم صهیونیستی و همچنین پیگیری اجرای طرح‌های بین المللی در عرصه امنیت داده‌ها و تلاش برای ایجاد پایگاه‌های اطلاعاتی با امنیت بسیار بالای داده‌ها و ارتباطات با دیگر مراکز بین المللی مشابه بود.
تشکیل کمیته امنیت اطلاعات اسرائیل
در سال 2002 "کمیته امنیت اطلاعات" سرویس اطلاعات داخلی اسرائیل (شاباک) برای تامین امنیت سیستم‌های کامپیوتری سازمان و مقابله با نفوذ هکرها به این سیستم تشکیل شد تا 7 سال بعد یعنی در سال 2009 "هیئت سایبر" در این رژیم تشکیل شود، هیئتی که سرلشکر "گابی اشکنازی"، رئیس وقت ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی آن را عرصه مناسبی برای ورود اسرائیل به عرصه جنگ‌های استراتژیک عنوان و تاکید کرد که ارتش اسرائیل به این وسیله این توانایی را می‌یابد که وارد حوزه جنگ‌های اطلاعاتی و اینترنتی شود.
این کمیته در یگان 8200 شعبه اطلاعات نظامی اسرائیل (امان) تشکیل شد و اعضای آن را نمایندگی از شعبه دایره اطلاعات نظامی و نمایندگانی از یگان شنود موساد را تشکیل می‌دهند.
تشکیل دایره ساماندهی اطلاعات
در 27 مارس 2011 کابینه رژیم صهیونیستی با تشکیل "دایره ساماندهی اطلاعات" موافقت کرد و این هیئتی وزارتی است که مهمترین وظیفه آن نظارت بر تمام سیستم‌های کامیپوتری وزارتخانه‌های رژیم صهیونیستی و اجرای طرح تاسیس "پایگاه اطلاعات کامپیوتری کلان" این رژیم است.
کمیته مبارزه با هکرهای سیستم‌های کامپیوتری
اما اقدام مهم‌تر و بزرگ‌تر در عرصه ساماندهی و آمادگی اسرائیل برای ورود به جنگ‌های الکترونیکی را باید در موافقت بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر این رژیم در تشکیل "کمیته مبارزه با هکرهای سیستم‌های کامپیوتری" در 18 می گذشته ملاحظه کرد.
مهمترین وظایف این کمیته افزایش توانمندی‌‌های اسرائیل در حمایت از سیستم‌های ابر کامپیوترهای اسرائیل در برابر هکرها و حملات تروریستی اینترنتی است.
بر این اساس انتظار می‌رود که این کمیته تغییر و تحولی اساسی در اسرائیل در عرصه جنگ الکترونیک به وجود آورد، به ویژه آن‌که عملا و رسما از سوی دستگاه‌ها و کابینه این رژیم حمایت می‌شود. این درحالی است که تشکیل این کمیته از سوی رژیم صهیونیستی به معنای ورود رسمی این رژیم به عرصه جنگ‌های الکترونیک در سطوح سیاسی – استراتژیک است.
همکاری‌های بین المللی اسرائیل در عرصه جنگ الکترونیک
اما اسرائیل برای بالا بردن توانمندی‌های خود در این عرصه تنها به تشکیل این کمتیه اکتفا نکرد، بلکه تلاش کرد، قراردادهایی در این حوزه با هم‌پیمان و متحد همیشگی‌اش آمریکا به امضا برساند و به همین منظور در می 2011 هماهنگ کننده ویژه وزارت خارجه رژیم صهیونیستی استراتژی بین المللی با دولت آمریکا در عرصه امنیت الکترونیکی تهیه و تدوین کرد و برسر ان میان دو طرف توافق‌های لازم نیز صورت گرفت.
استراتژی جنگ‌های الکترونیکی
پژوهش ارائه شده از سوی مرکز مطالعات امنیت قومی اسرائیل "استراتژی فراگیر و تمام عیاری" برای ورود موفق اسرائیل به جنگ‌های الکترونیکی با توجه به شرایط کنونی حاکم بر عرصه بین المللی ارائه می‌دهد که در آن بر "تکنولوژی اطلاعات" تکیه بسیاری شده است و این نکته‌ای است که دیگر کشورهای قدرتمند جهان نیز در جنگ الکترونیکی خود در عرصه بین المللی بر آن تاکید بسیار می‌کنند.
مقرر است، اتخاذ این استراتژی اهداف ذیل را برای اسرائیل محقق کند:
- ایجاد فضا و عرصه الکترونیکی امن در اسرائیل که به این رژیم اجازه می‌دهد، اهداف قومی خود را در عرصه‌های اداری و اقتصادی و اجتماعی و خارجی و غیره محقق کند.
- توجه به تقویت عوامل امنیتی در عرصه‌ الکترونیک.
همچنین قرار است اجرای این استراتژی با تکیه بر اصول و مبادی کاری زیر به اجرا گذاشته شود:
- بذل توجه ویژه به عرصه الکترونیکی به عنوان یکی از عرصه‌های قومی جدید اسرائیل که باید از آن به دفاع برخاست.
- ایجاد رهبری و فرماندهی و دستگاهی مرکزی برای اداره جنگ‌های الکترونیک.
- تدوین ساختاری الکترونیکی و منظومه امنیتی و قرار دادن آن در راس اولویت‌های امنیت قومی اسرائیل.
- ایجاد سیستم دفاعی الکترونیکی فعال و فراگیر.
- تقویت همکاری بخش عمومی و خصوصی در عرصه‌ منظومه‌های دفاع الکترونیک و گسترش این همکاری‌ها بویژه همکاری‌های امنیتی با طرف‌های خارجی.
تاکید بر توجه به موضوع جنگ الکترونیک
همچنین این پژوهش تاکید ویژه‌ای بر این نکته می‌کند که مسئولان اسرائیلی باید به موضوع جنگ الکترونیک به عنوان یکی از جدیدترین عرصه‌های نبرد در عصر کنونی نگاه کرده و به ان توجه ویژه داشته باشد و این نوع از جنگ‌ها به حوزه استراتژی امنیت عمومی اسرائیل یا استراتژی جنگی و امنیتی آن افزوده شود و این دقیقا همان توصیه‌ای است که کمیته امنیتی متشکله از سوی وزارت جنگ اسرائیل در آوریل 2006 به ریاست "دنی مریدور" بر آن تاکید داشت.
این پژوهش در پایان تاکید می‌کند، اسرائیل فرصت خوبی دارد تا در این عرصه از جنگ‌ها سرآمد بسیاری از کشورها باشد و به همین دلیل توصیه می‌کند که مقامات این رژیم توجه ویژه‌ای به این نوع از جنگ‌ها داشته باشند.



آغاز جنگ الکترونیک ایران - آمریکا

نوشته شده توسط :حاج رضوان
سه شنبه 1390/09/22-08:50 ب.ظ

دنیای اسلحه کشی و قشون کشی های نظامی به سر رسیده است. جهان امروز و افکار عمومی دیگر توان تصاویری که از جنگ های اول و دوم جهانی به ارث رسید و در تاریخ سیاسی جهان ثبت شد را ندارد.

امروزه روز با پیشرفت تکنولوژی و علوم نظامی دیگر نیازی به هزینه کردن انسانی و تحمل بار انتقادهای ناشی از توسل به زور فیزیکی نیست. جنگ الکترونیک اصطلاحی نظامی است که بیانگر کاربرد الکترونیک و امواج الکترومغناطسیی در نبردهاست. از جمله انواع جنگ الکترونیک می‌توان ایجاد اختلال در ارتباطات رادیویی دشمن، هدایت نفرات و موشک‌ها با دستگاه‌های الکترونیکی را نام برد.

یکی از هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی که مجهز به تمامی موارد برای جنگ الکترونیک بود، هفته گذشته به دست ایران افتاده است. بخشی از گفتگو با "امیر موسوی"، کارشناس مسائل استراتژیک، درباره آمادگی ایران برای جنگ الکترونیک با آمریکا  را در زیر می‌خوانید:
با توجه به ویژگی‌های خاص هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی، چگونه ایران توانسته است این هواپیمای رادارگریز را کنترل کنند؟
بر روی این هواپیمای بدون سرنشین چهار عملیات جنگ الکترونیکی ویژه انجام شده است:

1. ایران ارتباط این هواپیما را با پایگاه‌های آمریکایی قطع کرده است؛ بدین معنا که ایران توانست در مرحله اول ارتباط این هواپیما را با پایگاه‌های نظامی آن در آمریکا قطع کند.
2.
سیستم انفجاری و بازگردان آن را غیرفعال کرده، چراکه سیستم این هواپیما به‌گونه‌ای است که اگر مشکلی برای آن پیش آید یا منفجر شده و یا به پایگاه خود برمی‌گردد، اما ایران توانست این سیستم را فلج کند.
3.
آن را به محل موردنظر خود هدایت کرده و این سیستم بسیار پیچیده است؛ یعنی این هواپیمای بدون سرنشین با هدایت و کنترل ایران در پایگاه مخصوصی در ایران نشست.
4.
این هواپیما سیستمی دارد که اگر در بدترین شرایط به دست رقیبان آنها بیافتد تمامی اطلاعات آن پاک می‌شود، اما ایران توانست به اطلاعات آن هم دسترسی پیدا کند.
اشاره به جنگ الکترونیک کردید، درباره توانایی ایران در رویارویی با جنگ الکترونیک چه دیدگاهی دارید؟
این چهار عملیات بسیارمهم بوده و نشان دهنده آن است کهایران آمادگی کامل برای رویارویی در جنگ الکترونیکی بسیار پیشرفته را دارد. همچنین در دو مانور اخیر هوایی که ایران انجام داد، اعلام شد که هدف اصلی این مانور در راستای جنگ الکترونیک بوده اس، اما آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی از قدرت‌های جهانی این مسئله را به تمسخر گرفتند و گفتند ایران در فشار تحریم‌های شدیدی است و این توانایی را ندارد تا در جنگ الکترونیک قدرت بالایی داشته باشد. در حالیکه ایران با این عملیات اخیر ثابت کرد که در جنگ الکترونیکی بسیار پیشرفته است. چراکه این عملیات نیاز به رادارهای بسیار پیشرفته‌ و گشایش تمامی رمزهای سخت و ویژه دارد که در کارهای مخابراتی حساس استفاده می‌شود.

به اضافه مباحث هدایت و کنترل این هواپیما که نیاز به رایانه‌های بسیار پیشرفته و بالایی دارد. ظاهرا ایران این توانمندی را به دست آورده است؛ یعنی هم دسترسی به رادارها و رایانه‌های پیشرفته در سطح بالا و هم بازکردن رمزها و کدهای حساس و امنیتی هوایی. همانطور که می‌دانید این هواپیما در اختیار سیا بوده و نه وزارت دفاع آمریکا؛ یعنی تماما امنیتی و در سطح بسیار بالایی بوده است. بنابراین ما شاهد هستیم که در دنیا هم از این عملیات صحبت شده و اکثرا از قدرتمندی ایران در جنگ الکترونیک تمجید کردند.
با این توضیحات ایران توانایی جنگ الکترونیک با آمریکا را دارد؟
بله، ایران می‌تواند کارهای مهمی انجام دهد، چرا که یکی از کارهای مهم این هواپیما تعطیل کردن سیستم‌های راداری و ارتباطاتی است و با توجه به اینکه این هواپیما 250 کیلومتر وارد ایران شده، اما نتوانسته بود سیستم‌های ایران را از کار بیاندازد؛ بنابراین چنین روندی نشان می‌دهد که سیستم ارتباطی آن تعطیل نشده و قدرت رویارویی دارد و آمریکا نمی‌تواند به راحتی سیستم‌های ارتباطی ایران را مختل کند.
این امر نکته بسیار مهمی است، چراکه ما شاهد بودیم در جنگ افغانستان و عراق، آمریکا اولین عملیاتی که انجام داد، فرستادن بمب‌ها و همین هواپیماهای بدون سرنشینی بود که کل سیستم‌های راداری و ارتباطاتی آنها را تعطیل کرد. مشابه همان کاری که رژیم صهیونیستی در رابطه با سوریه کرد و پیش از بمباران مرکز هسته‌ای، اول کل ارتباطات را قطع کرد و بعد حمله را آغاز کرد؛ یعنی تمامی رادارها ازکار افتاده و ارتباطات از بین رفته بود و سپس حمله را شروع کردند. حدود بیست دقیقه الی نیم ساعت طول می‌کشد تا این هواپیما بتواند کل ارتباطات منطقه را تا شعاع 500 کیلومتر فلج کند و به راحتی بتواند اهداف خود را اجرا کرده و به پایگاهش بازگردد. درنتیجه عملیات ایران نشان می‌دهد که نه تنها ارتباطات قطع نشد، بلکه ایران توانست با آن مقابله هم بکند؛ بنابراین حرکت جمهوری اسلامی بسیار پیچیده و پیشرفته است و باید گفت که ایران در سایه تحریم‌های سنگین و قطعنامه‌های مختلف و عدم همکاری کشورهای پیشرفته، توانست به این مرحله برسد.
آیا چنین اتفاقی این فرضیه که ایران در جنگ الکترونیک با آمریکاست را ثابت می‌کند؟
بله، به باور من این جنگ شروع شده است. البته زمان شروع آن از دستگیری عبدالمالک ریگی آغاز شد که کاملا جنگ الکترونیکی بود؛ بدین معنا که صدا و سیستم‌های ارتباطی و هواپیمایی که در آن بود را ردیابی کردند. بحث مهم دیگر ویروس‌هایی بود که به ایران فرستاده شد. 9 ویروس پیشرفته برای فلج کردن نیروگاه بوشهر، مراکز هسته‌ای، برق و مترو به ایران فرستادند. اگر هر کشور عادی دیگری در منطقه جای ایران بود، کل امکانات آن فلج می‌شد؛ بنابراین به نظر می‌رسد که ایران آمادگی خود را برای جنگ الکترونیکی آغاز کرده است. اما درباره آمریکا باید گفت که ایران مستقیما با گرفتن این هواپیمای بدون سرنشین،‌ وارد جنگ الکترونیکی سختی با این کشور شده است.
به اطلاعاتی که این هواپیما قادر به دریافت آن است، اشاره کردید. آیا ایران به اطلاعات آن دسترسی پیدا کرده است؟
ایران به دو دسته اطلاعات دسترسی پیدا کرده است:
1.
تکنولوژی این هواپیما که خود ایران سازنده این هواپیماهاست. همانطور که می دانید ایران هواپیمای بدون سرنشین تا شعاع یک کیلومتر ساخته است. برد هزار کیلومتر هواپیمای مهاجر 4 و صاعقه قدرتمند هستند. اما این هواپیمای آمریکایی بدنه مهمی دارد، ‌رادارگریز است، موتور آن بسیار پیچیده است، چون قدرت پرواز طولانی‌مدت داشته و می تواند حتی تا 24 ساعت و یا حتی چند روز هم در هوا باشد، قدرت کنترل سرعت‌های مختلف را دارد چون می ‌تواند آرام و یا حالت ایستادگی هم داشته باشد، همچنین دوربین‌ها و فرستنده‌هایی که در اختیار دارد بسیار پیشرفته است، چراکه از مناطق عکس گرفته و به پایگاه‌های خود می‌فرستند و ذخیره هم می‌کند، به اضافه اینکه عکس‌هایی که از فاصله بسیار دور گرفته می‌شود بسیار واضح و روشن است؛ بنابراین با توجه به تمامی موارد ذکر شده این هواپیما تکنولوژی خاصی دارد. با توجه به اینکه ایران توانایی مهندسی معکوس بالایی دارد و توانسته هواپیمای صاعقه، موشک‌ها و یا رادارهای پیشرفته بسازد،‌ می‌تواند این هواپیما را بسازد. همانطور که می‌دانید مهندسی معکوس نیاز به اطلاعات اولیه‌ و یا نمونه دارد که چنین نمونه‌ای امروز در دست ایران است. در گذشته هم نمونه دیگری در دست ایران بوده، اما این هواپیمای اخیر کامل‌تر و سالم‌تر است.
2.
اطلاعات ذخیره شده در این هواپیما نیز بسیار مهم است. این اطلاعات نشان دهنده آن است که آمریکا در ایران به دنبال چه مسائل و اطلاعاتی است. این هواپیما برنامه پروازی دارد که به چه مناطقی باید می‌رفته است. همچنین عکس هایی که تا شعاع 250 کیلومتری گرفته، چه نقاط و چه حساسیت‌هایی داشته و یا بر چه مناطقی زوم کرده است، که چنین اطلاعاتی برای ایران بسیار مهم است. به علاوه آنچه که ذکر شد اطلاعات امنیتی فراوانی در آن بوده، اما تا کنون فاش نشده است و احتمالا در آینده این اطلاعات نیز اعلام خواهد شد.



توهم جدید نوری زاده !!!

نوشته شده توسط :حاج رضوان
یکشنبه 1390/09/20-09:21 ب.ظ

نوری زاده در صدای آمریکا مدعی شد؛

ایران تصاویر یک ماکت قلابی را پخش کرد، نه هواپیمای آمریکایی

علیرضا نوری زاده" میهمان همیشگی تلویزیون فارسی صدای آمریکا (voa) شامگاه جمعه 9 دسامبر (18آذر) طبق معمول هر هفته در برنامه "تفسیرخبر" حضور یافت.

وی شکار پهپاد جاسوس آمریکایی به دست متخصصان ایرانی را انکار کرد و گفت: «این هواپیما به نظر من هواپیمایی نیست که این ها سرنگون کرده باشند. اولا که پشت و زیرش را با چادر پوشانده اند. اگر هواپیما را گرفته اند و مدعی هستند که سالم است و هیچ مشکلی ندارد، چرا قشنگ نشانش نمی دهند؟ به نظر من این یک هفته -از زمان اعلام خبر سرنگونی هواپیما تا زمان انتشار تصاویر- برای ساختن ماکت بوده؛ اگر واقعا راست می گفتند همان روز هواپیما را نشان می دادند. این فقط یک ماکت قلابی است، دلیلش هم این است که نگذاشتند از جلو فیلمبرداری و عکسبرداری شود. سپاه خودش عکس و فیلم گرفته؛ با همین کار تردیدمان در مورد اصل ماجرا تبدیل به یقین شد که این قضیه حقیقت ندارد.»


او در بخش دیگری از سخنانش مدعی شد: «این هواپیما در خاک افغانستان سقوط کرده و از آنجا به ایران منتقل شده است.»

شایان ذکر است نوری زاده توقع ندارد عملیات حساسی مثل شکار پهپاد که در نوع خود بی نظیر محسوب می شود، از طریق پخش زنده تلویزیونی به اطلاع جهانیان برسد!

او به خوبی می داند که ایرانی ها قطعا به این موفقیت مهم نائل شده اند. چراکه از رهگذر ارتباطات ویژه با دستگاه های امنیتی غربی و همچنین مطالعه نشریات و رسانه های بین المللی، بهتر از هر کسی از ابعاد این ماجرا باخبر است.


تمام این تردیدافکنی ها و شبهه آفرینی ها در راستای انجام مأموریت رسانه ای است که نوری زاده و همکارانش بر عهده دارند و بر حسب وظیفه در آن چارچوب سخن می رانند وگرنه نوری زاده حتما شماره ششم دسامبر روزنامه معروف "کریستین ساینس مانیتور" (
ChristianScienceMonitor) را مطالعه کرده که در آن نوشته شده است: «حلیلگران امور دفاعی آمریکا تحقیق در این باره را آغاز کرده اند که با دستیابی ایران به تکنولوژی پیشرفته جاسوسی به کار رفته در این هواپیما، امنیت ملی آمریکا تا چه حد به خطر خواهد افتاد؟


و لس آنجلس تایمز (
LosAngelesTimes) را که همان روز نوشت: این نگرانی وجود دارد که ایران تکنولوژی به کار رفته در آن -هواپیما- را در اختیار دیگر رقبای آمریکا نیز قرار دهد.


و نیویورک تایمز (
NewYorkTimes) را که روز هفتم دسامبر به تصریح نوشت: در اهمیت این هواپیما برای آمریکا همین بس که مقامات به فکر افتاده بودند برای بازگرداندن باقی مانده هواپیما یا منهدم کردن آن، در خاک ایران وارد عملیات شوند. اما قبل از انجام عملیات به این نتیجه رسیدند که این اقدام، ماجراجویی بسیار خطرناکی خواهد بود.



گفته های شهید چمران در ر ابطه با حادثه 16 آذر

نوشته شده توسط :حاج رضوان
پنجشنبه 1390/09/17-01:57 ب.ظ

بعد از كودتای 28 مرداد 1332، رژیم وابسته پهلوی كه توانسته بود با كمك اربابان آمریكایی بر اریكه قدرت باز گردد، درصدد برآمد تا پایه های حكومت خود را تثبیت كند، اما غافل از اینكه مقاومت مردم بطور كامل از بین نرفته و ایران در اولین فرصت خشم و انزجار خویش را نشان خواهد داد.

نیكسون معاون رئیس جمهور آمریكا در سال 1332، راهی ایران گردید. در حقیقت او می آمد تا نتیجه سرمایه گذاری بیست و یك میلیون دلاری را كه سازمان جاسوسی آمریكا، سیا، در راه كودتا و سرنگونی دولت مصدق هزینه كرده بود، از نزدیك مشاهده كند. ملت در حال افسردگی و از نفاق و تفرقه ای كه استبداد توانسته بود در میان او ایجاد كند، ناراحت بود.

رهبری نهضت مقاومت، قصد رساندن صدای اعتراض مردم را به گوش جهانیان داشت و تلاش لندن و واشنگتن را كه می خواست با مشروع جلوه دادن رژیم كودتا، امتیازات مورد نظر خود را در محیط آرام بدست آورد، خنثی كند. اجرای این برنامه به عهده كمیته هماهنگی دانشگاه تهران واگذار شده بود.

تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران، به عنوان اعتراض به ورود دنیس رایت، كاردار جدید سفارت انگلیس در ایران، از روز 14 آذر 1332، آغاز گردید. دانشجویان دانشكده های حقوق و علوم سیاسی، علوم دندان پزشكی، فنی، پزشكی، داروسازی در دانشكده های خود تظاهرات پرشوری علیه رژیم كودتا برپا كردند. رژیم پهلوی كه به خوبی از خشم ملت و خصوصاً دانشجویان نسبت به خود و اربابان آمریكا از پیش آگاه بود، با تمام قوا متوجه دانشگاه شد.

روز 15 آذر تظاهرات به خارج از دانشگاه كشیده شد و مأموران انتظامی، در زد و خورد با دانشجویان، شماری را مجروح و گروهی را دستگیر و زندانی كردند. صبح روز 16 آذر 1332، گارد تا دندان مسلح رژیم پهلوی برای اولین بار وارد صحن دانشگاه شد تا فریاد مخالفان را در گلو خفه كند.

در یكی از كلاسهای درس دانشكده فنی، چند تن از دانشجویان در اعتراض به حضور ماموران گارد رژیم شاه در صحن دانشگاه، آنها را به مسخره می گیرند و همین بهانه كافی بود تا وارد كلاس درس شوند و با ایجاد جو رعب و وحشت، محیط را برای بهره برداری و گرفتن زهر چشم دانشجویان آماده سازند. مأموران گارد با حمله به دانشجویان بی پناه سه تن از آنان را به شهادت می رسانند.

حادثه 16 آذر 1332، بعنوان یك روز (مقاومت تاریخی) در تاریخ دانشگاه تهران ثبت شد. از آن پس، همه ساله به رغم كوشش رژیم و ساواك، دانشجویان دانشگاه تهران و دیگر دانشگاههای سراسر ایران مراسم و تظاهراتی به یاد شهیدان آن روز برپا می كردند.

شهید چمران در ر ابطه با حادثه 16 آذر می گوید:

وقایع آن روز چنان در نظرم مجسم است كه گویی همه را به چشم می بینم، صدای رگبار مسلسل در گوشم طنین می اندازد، سكوت موحش بعد از رگبار، بدنم را می لرزاند، آه بلند و ناله جانگداز مجروحین را در میان این سكوت دردناك می شنوم. دانشكده فنی خون آلود را در آن روز و روزهای بعد به رای العین می بینم........

نیكسون معاون رئیس جمهور آمریكا به ایران می آید تا نتیجه بیست و یك میلیون دلار خرج كودتا را ببیند.

« خصوصیت بالقوه دانشجویان در این است كه با تحرك گرایش، استنباط و فهم خود فضا را تغییر می دهند.»

شرط اصلی در تضمین امروز و فردای دانشجو میزان برخورداری او از معنویات است. فارغ التحصیل دانشگاه ما باید نسبت به كشور و میهن خود وفادار و متعهد باشد. با رافت و عطوفت با انسان ها برخورد كند و تنها در اندیشه پر كردن جیب خود نباشد و برای رسیدن به این هدف، انس با خدا و چشیدن لذات ذكر و دعا و تضرع اجتناب ناپذیر است و این هدیه بزرگ را تشكل ها و انجمن های اسلامی باید به دانشجویان تقدیم كنند.»

روز دانشجو، سنگر شریف شكفتن

امروز شانزده آذر دیگری است. روزی كه یادآور به خون غلتیدن ۳ آذر اهورایی، قندچی، شریعت رضوی و بزرگ‌نیا برای دفاع از استقلال و آزادی ایران است.

امروز روز دانشجو است. در این رهگذر یكی از پرسشهایی كه در خصوص جنبش دانشجویی مطرح بوده آن است كه این جنبش باید متضمن چه شاخصه‌ها و خصلت‌هایی باشد تا قادر شود از پایمردی‌ها و از خود گذشتگی‌های فرزندان علم و آگاهی بیشترین بهره را حاصل كند. آیا جنبش دانشجویی باید در"خط مشی"‌های خود به مثابه یك گروه، از یك حزب سیاسی الهام پذیرد و پلات فرم یك حزب را الگو و سرمقصد خود قرار دهد؟

یا این‌كه جنبش دانشجویی خود همواره ظرفیتها و استعدادهای تشكیل جنبش مستقل و فراگیر را دارد.

آیا اصولاً جنبش دانشجویی باید تنها به صیانت از منافع صنفی خود سرگرم شود؟ آیا جنبش دانشجویی بی‌اعتنا به رخداد‌های سیاسی- اجتماعی یك جامعه می‌تواند به عنوان یك نیروی صرفاً صنفی عمل نماید و آیا دانشجو می‌تواند الگوی رفتاری خود را از كشورهای توسعه یافته گرته‌برداری كند؟از یاد نبریم در ۱۶ آذر جنبش دانشجویی ایران تولد یافت.

آنگاه كه برق سرنیزه‌ها توهم سكوت قبرستانی را دامن می‌زد این كلاس علم و آگاهی دانشگاه بود كه چون آذرخش، شب سیاه استبداد را مقهور روشنایی خود كرد. سراسر تاریخ پرشور جنبش دانشجویی حكایت این سرگذشت است كه اگرچه این جنبش توان برپایی توفانهایی را داراست كه بنیاد هر كاخ ستمی رابه تزلزلی سهمگین وامی‌دارد.

اگرچه این آتشگاهی است كه لحظه‌ای روی خاموشی و خفتن به زیر خاكستر را به یاد ندارد، اما تنها بیداركننده جامعه در خواب مانده ، ذوب كننده انجماد سكوت و سكون و در یك كلام بسان آذرخشی روشنی‌بخش تاریكی‌های فرا راه است. این همان خصلتی است كه دانشجویان همواره باید آن را در خود نگاه دارند و معیاری است تا دیگران نیز با عنایت به آن از طرح تفاسیر ناروا از فراز و فرودهای آن برحذر شوند.

باید گفت كه دانشجویان بنا بر ضرورت‌های سنی و نیز با توجه به فضای آرمان‌گرایانه حاكم بر جامعه كه با شدت و قوت تعقیب شده و در تحولات وسیع اجتماعی متجلی می‌شود، آرمان‌های اجتماعی خاص خود را تدوین كرده و در پی ارزیابی و تحقق آن هستند.

در اختیار داشتن فضایی كه طرح این آرمانها و حركت به سمت اجرای آنها را عملی سازد بسیار مهم است، چرا كه نه‌تنها با معنی‌دار كردن سیر عمومی زندگی، آرامش روحی لازم برای افراد را فراهم می‌كند، بلكه با تجربه تدریجی ایده‌ها و آرا، آنها را واقع‌بین كرده و به ساز و كارهای واقعی موجود در اجتماع نزدیك می‌كند؛ خصوصاً در جامعه ما كه معمولاً میان تحقق آرمان‌های فردی و آرمان‌های اجتماعی تعارض وجود دارد، لازم است هرچه بیشتر این دو عرصه به یكدیگر نزدیك شوند تا افراد اجتماع از لحاظ روانی، راه حل‌های نسبتاً روشن و كم‌هزینه‌ای برای ارضای آرمان‌های اجتماعی و سیاسی خود در ذهن داشته باشند.

با توجه به رشد چشمگیر ارتباطات در دهه گذشته و افزایش آگاهی‌های اجتماعی، افراد بیش از پیش به سمت الگوی «جهانی اندیشیدن » سوق پیدا می‌كنند و هر كس با طرح كلان مسائل موجود، سعی می‌كند در محیط خود نقش مثبتی ایفا كند و دسترسی به فضایی هرچند محدود می‌تواند نقش مهمی را ایفا نماید.

از همین روی فروغی كه ۳ آذرخش قندچی ، بزرگ‌نیا و شریعت رضوی فروزان كردند همه ساله باید زنده بماند و روز دانشجو یاد روز این خاطره‌ها و معنابخش این حقایق و ارزش بی‌انتهای آگاهی است.



حرف دل

نوشته شده توسط :حاج رضوان
چهارشنبه 1390/09/16-11:26 ب.ظ

کسی که با فرهنگ مشهورات می اندیشد هرگز نمی  تواند جان خود را از این تسخیر رها کند چرا که مشهورات نشخوار همان نواله ای است که امپریالیسم رسانه ای در جان مردم سراسر جهان می ریزد.

فرهنگ مشهورات ، فرهنگ غرب است و موید همان نظام بین المللی امریکا مدار و بنابراین تفکری که میتواند نجات بخش باشد ، تفکری است لزوما خلاف عادت مشهورات.

شهید سید مرتضی آوینی

 



لبیک یا حسین(ع) یعنی...

نوشته شده توسط :حاج رضوان
شنبه 1390/09/12-09:58 ب.ظ

بعد از واقعه عاشورا هنگامی که حرامیان سر مبارک امام حسین(ع) را برای یزید- لعنت الله علیه- آوردند؛ این بیت را سر داد که:

لعبت هاشم بالملک فلا خبر جاء ولا وحی نزل: آن مرد هاشمی (پیامبر (ص)) با حکومت بازی کرد و الا نه وحیی در کار بود نه خبری!

بی شک از فرد لاابالی و مست لایعقلی که شهوت خلافت و قدرت در وجود پست او ریشه دوانده بود و به لطف لطایف الحیل پدرش مسند خلافت را غصب کرده بود انتظار نمی رفت که بتواند جرعه ای از زلال حقیقت و حقانیت را نوشیده باشد.

بالطبع آنچه که او با مشاهده سر مبارک امام(ره) دریافت بر مبنای همان مخیله تنگ و تاریکش بود که هیچ روزنه ای از نور بدانجا راه نیافته بود و چنین می پنداشت که در نبرد و کارزار با نوه پیغمبر(ص) و فرزند علی(ع) فاتح گشته و حسین(ع) را از سر راه برداشته است...

«ابراهیم بن طلحه بن عبیدالله» از بنی امیه و هواداران حزب اموی است؛ بعد از واقعه عاشورا در مدینه در برخوردی با امام زین العابدین(ع) از روی سرزنش پرسید: من الغالب؟ یعنی پدرت حسین(ع) به کربلا رفت، جنگ کرد و کشته شد، اکنون چه کسی غالب و فاتح و پیروز است؟

حضرت سجاد(ع) حکیمانه در جمله ای جاودانه فرمودند: هنگامی که وقت نماز فرا رسید اذان و اقامه بگو، خواهی فهمید چه کسی غالب و پیروز است.

این پاسخ امام علی بن الحسین(ع) اشاره ای است کوتاه اما پر مغز به ترفندها و دسیسه هایی که حرامیان ترور اسلام نبوی را نشانه رفته بودند اما در فرجام کار طعم ناکامی را چشیدند. چرا که نقل است از «ابن عباس» که روزی در محفلی حضور داشتیم، ابوسفیان (رئیس بنی امیه) از آنجا می گذشت، در حالی که نابینا شده بود؛ در آن هنگام صدای اذان بلند شد، زمانی که مؤذن به جمله « اشهد ان محمد رسول الله» رسید، ابوسفیان در شرایطی که فکر می کرد غیر از بنی امیه کس دیگری نیست گفت: «ببینید این هاشمی (پیامبر(ص)) اسم خود را در کجا قرار داد و چگونه بالا برد!»

گویی این عارضه مسری است و زراندوزان و جاه طلبان و معاندان و دشمنان خاندان رسالت و امامت بر مشی ظلمانی و نفهمی و جهالت تاریخی خود اصرار دارند. چرخه روزگار به دوران متوکل عباسی رسیده است و هر چند از عاشورای 61 هجری 176 سال سپری شده است اما در برابر نام و خط حسین(ع) آنچنان عرصه را تنگ می بیند که در سال 237 هجری دستور می دهد قبه ضریح امام حسین(ع) را در کربلا و همچنین خانه های بسیاری که در اطراف ساخته بودند خراب و با زمین یکسان نمایند و سپس فرمان می راند که آب به حرم امام حسین(ع) ببندند... این گستاخی به طمع براندازی نام حسین(ع) تا جایی ادامه می یابد که طبق دستور متوکل بر زمین قبر مطهر امام(ع) شخم زده و زراعت می کنند تا به کلی اسم و رسم مزار فراموش شود...(مقاتل الطالبین صفحه 395 به نقل از کتاب شیعه در اسلام علامه محمدحسین طباطبایی ص 226 و 227)

تأملی بر تاریخ اسلام نشان می دهد که در طول هزار و چند صد سال پس از عاشورا هر روز این جمله که گفته اند- والحق حکیمانه گفته اند- اسلام «محمدی(ص) الحدوث و حسینی(ع) البقاء» است بهتر درک می شود. همچنانکه این کلام نبوی که: «حسین منی و انا من حسین».

به گفته اهل فن حامل پیامی مهم و نویدی ماندنی است که «انا من حسین(ع): من از حسین هستم» یعنی بقای اسلام ناب نبوی(ص) در گرو عاشورای حسینی(ع) است که خط بطلانی بر تمام فرهنگ ها و گفتمان های جعلی و تحریفی کشاند برای همیشه تاریخ تا خط حق و شاخص حقیقت تابناک بماند.

از همین روی، جریان و جماعتی که می پنداشتند می توانند چهره اصیل اسلام ناب را مات نمایند- اگر ممات ممکن نیست- نفهمیدند که حضرت زینب- سلام الله علیها- برای تاریخ و آیندگان در مجلس یزید ترسیم کرد که: « ای یزید به خدا سوگند نمی توانی یاد آل محمد(ص) را از میان ببری و قرآن و وحی را براندازی».

با طلیعه انقلاب اسلامی که پرتویی از عاشورای حسینی(ع) است بار دیگر حرامیان و زیاده خواهان و قدرت طلبان تمامی توانمندی و پتانسیل خودشان را به صحنه آوردند تا «گفتمان انقلاب اسلامی» که ترجمانی از اسلام ناب است را به حاشیه رانده و پروژه براندازی یا تضعیف نظام جمهوری اسلامی را عملیاتی نمایند.

چاره کار را در مسخ این گفتمان دیدند و جماعتی را که سینه چاک اسلام آمریکایی بودند به گماردگی گرفتند و اینچنین شد که تئوریسین این جریان انحرافی فرهنگ شهادت را خشونت آفرین دانست!!، دیگری بی پروا نوشت که «تراژدی حسین بن علی(ع) مشابه تراژدی های آنتی گونه، تامس مور و جان پروکتور است!! و همین مدعیان اصلاحات در نشریات زنجیره ای خود القاء کردند که: «اشهد انک قد اقمت الصلوه و آتیت الزکوه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر» مربوط به گذشته است!!

اینها تنها نمونه هایی از انبوه نوشته ها و گفته هایی بود که آن جریان و جماعت که سالوسانه از خط امام(ره) و ارزش ها دم می زد در راستای به حاشیه راندن و مسخ گفتمان برگرفته از عاشورا پیگیری می کرد.

در ادامه فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری 88، فتنه گرانی که این بار آنها این نقش را به خیال خام خود برعهده گرفته بودند تا خط عاشورا و گفتمان انقلاب اسلامی را کم رنگ نمایند به هتک حرمت عاشورا پرداختند؛ سوت و کف زدند، پرچم ها و بنرهای یا حسین(ع) را به آتش کشاندند، به سوی نمازگزاران ظهر عاشورا سنگ پرتاب کردند و... اما توده های میلیونی مردم عاشورایی و ولایی ایران اسلامی در 9 دی به «هل من ناصر ینصرنی» ولی زمان خود پاسخ دادند و لکه ننگ هتک حرمت به عاشورا را پاک کرده و جریان نیمه جان فتنه 88 را در تاریخ نظام آرشیو کردند.

و بالاخره باید گفت علی رغم تمامی تکاپوها و تحرکات و کارشکنی های سلطه گران خارجی و فتنه گران داخلی، امروز نظام جمهوری اسلامی با عقبه «گفتمان انقلاب اسلامی»که ترجمانی از قرائت اسلام اصیل و نبوی(ص) است توانسته الگویی برای همه نهضت ها و جنبش های اسلامی و آزادیخواه باشد که اراده کرده اند یزیدیان زمان را به زیر بکشند. این که استراتژیست ها و سیاستمداران زبده و برجسته خارجی از سویی و رسانه های غربی از سوی دیگر صریحاً اعتراف می کنند که در مواجهه با نظام جمهوری اسلامی سردرگم و مستأصل شده اند ناشی از آن است که آنها هرچند بر قدرت نرم ایران گواهی می دهند همچنان که به عنوان نمونه، هانینگتون پست چندی پیش در مقاله ای تأکید کرد که قدرت نرم ایران، سدی در برابر آمریکاست اما به عمق این قدرت نرم و همچنین توان استراتژیک ایران اسلامی پی نبرده اند و نمی فهمند که اقتدار جمهوری اسلامی برگرفته از عاشورا و در امتداد آن است. براستی آیا این جمله امام راحل که «محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است» را آمریکایی ها و گمارده هایی که قصد براندازی اسلامیت نظام را کرده بودند می فهمند؟ یا این که تنها می خواهند بر مبنای فرمول های کسب قدرت مادی و استفاده از اهرم های رسانه و حزب و... تمامی قضایا را تحلیل کنند! به قول سیدحسن نصرالله دبیرکل عاشورایی حزب الله لبنان: «آمریکایی ها نمی دانند لبیک یا حسین یعنی چه؟ لبیک یا حسین یعنی این که در معرکه جنگ حاضر باشی اگرچه تنها باشی و حتی اگر مردم تو را رها کرده باشند و تو را متهم کرده باشند و تو را تنها گذاشته باشند... لبیک یا حسین یعنی تو و مال و زن و فرزندانت در معرکه جنگ باشید... لبیک یا حسین یعنی مادر، فرزندش را به کارزار جنگ و نبرد بفرستد و هنگامی که فرزندش شهید شد و سرش بریده شد و به سوی مادرش انداخته شد؛ مادرش آن را به خانه برده، خاک و خون را از آن پاک کرده و به او بگوید: از تو راضی هستم، خداوند روسفیدت نماید همانطور که مرا در روز قیامت و نزد خانم فاطمه زهرا روسفید کردی؛ این است معنای لبیک یا حسین»

البته این فرمانده عاشورایی تأکید می کند که: «لن نکون حمله الاکفان فقط و انما سنکون حمله الاکفان و السلاح: و اینگونه نیست که فقط کفن پوش باشیم بلکه ما کفن پوش و سلاح به دست خواهیم بود.» امروز آحاد ملت همچنان که در مقاطع مختلف و در تمامی بزنگاه های حساس ثابت کرده اند با قوت و با قدرت «لبیک یا حسین» را با زبان جان سر می دهند و قدرت نرم عاشورا در جان آنها شعله کشیده است.

 به علت اهمیت مطلب خلاصه نکردم... دوستان عزیز لطفا عذرخواهی مرا بپذیرید...التماس دعا

برومند





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox